سعدالدين وراويني است. اين ترجمه در اواخر عمر عربشاه (حدود 1448) انجام گرفته؛ كه خارج از عصر مورد بحث ماست.
احتمالاً، همهٴ اين افراد حنفيمذهب بودند ( قديميترين و در عين حال رايجترين مذهب اهل سنّت، يگانه مذهبي كه در قلمرو امپراتوري عثماني مورد قبول بود)؛ در مورد قلقشندي كه در مصر زندگي كرد و درگذشت، مطمئن نيستم و ممكن است او شافعي بوده باشد. اما تيمور درظاهر مسلمان بود و شايد حنفي و مسلماً آلت دست ابليس. عليٰرغم احترام او نسبت به درويشان نقشبندي، كه حيلهاي براي تطميع نگهبانان بهشت بود! ميتوان يقين داشت كه هرگز از دوزخ رهايي نخواهد داشت ــ زيرا نفرين آيندگان را ارزاني خود ساخت و ملعون ابدي شد.
تفتازاني به بحث در فقه حنفي، مالكي و شيعه پرداخت. بايد خاطرنشان ساخت كه تفاوت ميان مذاهب اربعه (به ويژه اين سه مذهبي كه نام برده شد) چندان زياد نبود و ممكن بود از مذهبي به مذهب ديگر روي آورد (كه در اين جلد نمونههاي زيادي را ميتوان يافت.) اختلافات فقهي متمايزكنندهٴ يك آيين از ديگري خيلي كمتر از تفاوت خلق و خوي پيروان آن مذاهب بود.
ب. مسيحيت
اسلام سنّتهاي عبري و يوناني و رومي را ادامه داد و آنها را متحد ساخت. مسيحيت
سنّتهاي مسيحي و رومي را با هم تركيب كرد؛ بهعلاوه، برخي افكار حقوقي را از
آن اقتباس كرد، از قبيل مشاركت محدود (قِراض) و اصطلاحات فني حقوق تجارت.
تأثير مسلمانان در قوانين تجارت غربي را ميتوان از برخي اصطلاحات بازرگاني
موجود در زبانهاي اروپايي دريافت، واژههايي كه آشكارا منشأ عربي دارند از
قبيل
( quintal 1
Magazine, check, traffice, tariff یا Oka,
arratel, sequin, 2 kanatar ) و غیره.
اكنون به بررسي مساعي مسيحيان بپردازيم. اين بررسي شامل شش بخش است. 1) ايتاليا؛
2) فرانسه؛ 3) آلمان؛ 4) انگلستان؛ 5) هلند؛ 6) بيزانس.
1. ايتاليا. جالبترين قانون اساسي اين عصر قانون دفاعيات است كه بهوسيلهٴ گيل آلوارز كاريلّو دو آلبُرنُث صادر شد. از اينرو كاملاً شايسته است كه از كاردينال آلبُرنُث در قسمت ايتاليا سخن بگويم، چون او نمايندهٴ پاپ و مأمور تثبيت قدرت دنيوي او در ايالات پاپي بود.